معنی افسردگی در واقع احساس عدم ارتباط ، جدا بودن و منزوی بودن است.افسردگی یا مالیخولیا بیماری جوامع مدرن است.در هنگام افسردگی میل شدیدی که برای جدا کردن خودمان از دیگر انسان ها و همچنین دیگر چیزها داریم باعث می شود که با خودمان به همان میزان قطع ارتباط کنیم.
پایه رشد و بهبودی در افسردگان گمنام این است که شخص افسرده بپذیرد که اداره زندگی از کنترل و اختیارش خارج شده است (حتی در مواقعی که برای کشتن خود سعی و تلاش می کرده است).سپس این باور را پیدا می کند که نیروی برتر از خودش می‌تواند سلامتی روان را به وی بازگرداند و در این هنگام تصمیم بگیرد که ذهنش را به مراقبت خدایی که خودش درک کرده است بسپارد.
این موضوع خیلی مهم نیست که افسردگی را یک بیماری به حساب بیاوریم و یا یک اختلال ذهنی و عقلی بلکه مهم این است که لازم است مردم در برابر خودشان و احساس شان مسئولیت‌پذیر باشند.

بکار گیری مهارتهای روزانه آرامسازی برای سلامتی بسیار مهم است.از خود مراقبت کنید پیش از آنکه به بیماری خطرناکی مبتلا شوید یا ذهنتان شدیدا پریشان شود.

روانشناسان اظهار می کنند که در واقع ما فقط با نیروی اراده خودمان نمی توانیم تغییری در بیماریمان ایجاد کنیم .اگر افسردگی خفیف ، یا در مراحل اولیه باشد با انجام فعالیت های خاص، خودمان فقط می توانیم احساساتمان را منحرف کنیم.

مسئول کمیته نشریات: ۰۹۳۳۶۰۱۶۷۴۰